سرودی تازه دروصف خداوند
بخوانیم نامش رابه لبخند
پرستش می کنیم اوراهردم
که او هست پادشاه دوعالم
تمامییه اعماق زمین را
بلندیهای کوه باشدهرجا
پدیدآوردخشکی زآبها
همه ازآن اوباشد یکجا
فرودآوریم سرها به یک را
زنیم زانوپرستیم اورا
که هستیم ماقومش دراینجا
پرستیم بادل وجان خدا را
بُودماراهمچوشبانی
نرنجاندماراهیچ زمانی
که می گویدفقط بامن بمانید
بجزمن خدایی رانخوانید
چنان کردن اجداد تو بامن
نشونامهربان هیچ وقت ازمن
همیشه میدیدن معجزاتم
ولی بازهم شک کردندبه ذاتم
شدم محزون ازآنها چهل سال
نپرسیدم هیچ ازآنهاحال
شدم خشمگین قسم خوردم ازاین کار
نمی بینندآنهاوعده این بار
نخواهندشدواردسرزمینی
نشان دادم به ابراهیم چنینی