| تهران --°

مکافات شریران

20px
اشتراک

ای خدایم توگیری انتقام

خشم خودراآشکارکن تمام

داوری ای خالقم درهرزمان

برخیزنابودکن مستکبران

تابکی پیروزشونداین کافران

چون گستاخی کنندبرخوشدلان

می برندازبین این قوم تورا

می کُشنداین بیگناهان رابرا

این گناهکاران می خندندچنان

پس کجا هست آن خداتان این زمان

تابکی نادانید ای قوممان

کی بسرعقل آوریددرکارتان

آن خدایی که برماداده گوش

خود نمی خواهد نمیگیردگوش

یاکه چشمی بهردیدن داده است

خود نمی بیندپرازظلم هست کوش

اومجازات می کندهرقوم را

بی خبر ازتوشده دراین سرا

اوکه می آموزد برمردمان

خودنمیداندچه هست فکرشان

پوچ می اندیشید درهرزمان

غافلیدازکاراودراین جهان

خوش بحال آنکه تنبیه میشود

ازتو می آموزد آن میشود

ازبلا دورهست اودرهرزمان

می زنداونابکاران رابدان

ترک نمیگویداوازقوم خویش

او بیاد آورد فریاد خویش

داوری اجراشودمثل پیش

رستکاران میشونددورازنیش

کیست بامن برخیزدزجا

برکِند ریشهٔ این ظالما

تومددکارم بودی هرزمان

تاکه فریادزدم میلغزم ازبدان

توفریادم رسیدی آن زمان

دلشکسته بودم ازجورزمان

تومرامرحم شدی اززانیان

داوران اندیشه شان نیست مرحمی

ظلم بیحد می کننددرهردمی

می کُشندراستکارا ن رابرا

لیک توهستی صخرمان دراین سرا

درپناه توهستیم ای خدا

این شریران رابده تو سزا

می کِنی توریشهٔ این ظلم را

چون توهستی خداوندما

تونابود میکُنی هرشررا


📖 بازگشت به فهرست مزامیر