تورا با دل ستایش می نمایم
به روزوشب درحمدت برآیم
به گویم کاردستانت فراوان
تشکر می نمایم ازتورحمان
سرایم نام تو یزدان
به وجد آیم ازاین فرمان
شناسی دشمنا نم راای جان
شدی داور برایم نزد ایشان
نهادی دست خویش برآنان
رهانیدی مرا از ظلم ایشان
همه درچاههای دست خویشند
فرورفتند وازدنیا کیشند
ندارند هیچ نامی درمکانت
فراموشندچون مرده مانند
کسانی که تورا می شناسند
همیشه باتوهستندزنده مانند
به فریاد تومی خوابند درشب
توهستی حافظه نفس هردم
تورادارند چه کم دارند زایمان
توشاهی ای خدای افظلمان
تو خیزی که انسان بر نیاید
زتوست که آرامش برآید