| تهران --°

دعای ناله های یاری

20px
اشتراک

خدای من نجات من

روزوشب دردعای من

ناله من گواه من

رنج ومصیبت است

بینی تودرصدای من

جان به لب رسیده ام

گشته تباه جان من

قبر سپرده ای شدم

یاد نیاری خان من

قعرتاریکی شدم

خشم توشدنشان من

دورشدن همه زمن

کس نکند یادمن

چارهٔ دردم که نیست

چشم شده ناتوان زمن

ازتوکنم کمک طلب

تابرسی توان من

مُردن من توراچه سود؟

قاضی خوش عیان من

زنده ستایشت کند

مُرده ندارد جان من

برتوسخن گو شود

خاموشی هست زبان من

تو فریاد منی

روزوشب دردعای من

ازتوکنم کمک طلب

چارهٔ من گواه من

ترک نمودیم چرا

خسته شدی زآه من

بدو تولدم زغم

دست خطر به جان من

توزدی مراچنان

خشم توشد فغان من

ترس توشد مکان من

خشم توچون سیل زند

پیکر استخوان من

دورکردی همه را

تاریک شد روان من

رسیدم به انتها

بیاتوای شبان من

رها کن مرا زمن

برتوشوم اذان من 


📖 بازگشت به فهرست مزامیر