ساکت نباش خدایم دروقته دعایم
برخیز درنگایم بران مرا خدایم
تاکی دشمن ما شورش کند بیجا
دارند تنفرازتو دشمن شوند باما
بر ضد قوم تو نقشه کشندبه هررا
دانندتوهستی یاور این قوم راسروپا
هم دست شدندباهم برضدماخدایا
نابودکنند مارا باتونباشیم همراه
دارندنظربرلوط این قوم پرگناه را
آری آن بلا را برقوم بی خداها
برکن توریشه هارا برمدیان ازاین را
یادآورم روزی کُشتی مخالفان را
باهم شدن درهم بینی جنازه هارا
آن اتحّاد دشمن نابودکردی کاه را
این دشمنان خواهند نابودکنند خدارا
دستی برآرزآستین برزن چوذئب کاه را
چون کردی ذَبحَ را برکن توفکرآنها
این دشمنان غبارند بادی وزان توبرکاه
نابودگردندازما آتش زنی توآنها
چون جنگلی که برپاست درتندبادی بیرا
ملعون شونددراینجا هرنقشه ای که دارند
رسواشونددرهرجا نام تورابخوانند
فهمندخداتوهستی دراین جهان تنها