| تهران --°

دعای استقرار

20px
اشتراک

گوش ده ای شبان اسرائیل

توای یوسف رادراین ایل

نمایان کن جلال خویش

توهستی بر فرشتگان پیش

توظاهرکن قدرتهای خویش

نیفتند این قبایل ازپس نیش

توبازآرتاکه ما آزاد گردیم

زخشم خودفرودآیی ازپیش

اجابت کن دعاهای ایشان

پرازغصه هستند نان درریش

بجای آب چشمها کاسه خون

چرااین سرزمین گشته مجنون

تمسخرمی کنند دشمن مارا

کجا هست خدایتان دراین را

خدایا بازآری تومارا

به لطفت نظرکن بر دلها

بیرون آوری مارازدشمن

نشانده ماراپیش خویشتن

تمام قومها ازتونبودن

پریشان گشتنددرجنگ بودن

رهاکردندآنها سرزمینها

تودادی هدیه برما زمین را

توپاک کردی اطراف کمین را

که تا موعودآیداین یقین را

شدیم سایه بلنددراختر

به زیرسایۀ توشاخه گستر

ولی حالا مانده ایم درتنگی

وهرکس می رسدزندسنگی

فروریختی ماراهمچودیوار

نماندازمادگرمیوه بردار

گرازان پایمال کردند مارا

بخوردند گوشت تن هرنگاه را

چراازتودیگربرمانظرنیست

حدیث عشق تودانم چنین نیست

توروگردان شدی مارانبینی

رهاکردی این تاک زمینی

نهالی راکاشتی خودانی

بزرگش کن توحافظ باش خانی

شکستنددشمنان مارازهرسو

غضب کن توبردشمن ازاین رو

توکردی انتخاب قوم مارا

توکردی حمایتها ازاین را

نگردان روی خودازمن وما

توکاشتی این نهال راخدایا

قوی کردی پسرراتودرما

که دشمن آتشی انداخت برما

گرفتارکن غضب آربرآنها

به قومی که گزیدی بخش جانها

حمایت کن توحافظ باش مارا

نکردیم روی گردان ازتودلها

نگهداری کن ازتوست دلها

تومارادورنیندازخدایا

به مارحمی نماای سرورما

نجات ازتوباشدهرجا

تومی دانی حکایتهای دل را

تومی دانی آتشهاست دررا

فروبر تا نبینند مارا

گُلی باشیم میان خارها

بدانندتوبرگزیدی مارا


📖 بازگشت به فهرست مزامیر