ای خدایابرتوآوردندهجوم
بی عصمت کردند
درخانه ات هرچه بود
بندگانت چوافتادن زپا
می خوردندجنازه مرغان هوا
هیچ مقدس نمانددربین ما
ریختن خونمان چون آب را
کس نبودپنهان کند این مرده ها
خارگشتیم بین همسایگان
مضحکه کردند ماراهرکسان
تابه کی خشمگین خواهی شدزما
توآتش می زنی هرنابجا
آنهایی که نمی شناسند تورا
قهرخودمی ریزی برآنها
چونکه خوردن همه قومت را
ویران شدخانه ات دراینجا
تونزن تازیانه بما
برگناهانی که کرداجدادما
تورحم کن برما
مانداریم جزتوفریادی رسا
ازبرای حرمت نامت بیا
تو یاری کن به ما
توببخشا گناهان ما
برتوکردیم خطا
امتهای که نشناسندتورا
می پرسندازما
پس کجاهست خدایتان
کس نمی بیندتوراای یزدان
مامی بینیم ریزی خونشان
چون می نالداسیرازناکسان
تورهایی می دهی ازموتشان
هرکسی بی حرمتی کردتورا
تومجازات می کنی آن فتنه را
ماکه فرزندان توهستیم خدا
برتوماداریم سپاس بارالهیٰ
نسل اندرنسل ما
ذکرتوگویدهستی توپناه