پناه من تو هستی
گواه من تو هستی
دور می کنی دشمن
حافظ من تو هستی
اگر گناه من بود
که در جفا بمانم
توداوریم نما
تو بشکن دشمنانم
مرا به هرچه دارم
به دیده دل سپارم
چونکه دانم ای دوست
تو حقی در مکانم
دشمن نمی تواند
بر من ستیز آرد
دانم تو هستی داور
درارثه زمانم
داور بجز تو کس نیست
دانی قلوب جانم
خشم می کنی به دشمن
عادل تو هستی خانم