رهای ده مراازاین طوفان
فروبرده هستمراتاپای جان
زبس نالم شده خسته زبانم
گلویم خشک گشته ازفغانم
زبس منتظر ماندم تو آئی
دو چشمم تارگشت ازهرنگاهی
همه دارند زمن نفرت خدایا
دروغها بسته اند برمن دراین را
همه دارند قصد کُشتنم را
گنه نا کرده ام گویند سخنها
تومی دانی حماقت های ایشان
گناهانم همه پیش توعریان
توهستی تنها داوره ما
کسانی دل به توبستند بدینسان
تونگذارخجل گردند دراین را
نکردیم مایهٔ رسواییت را
نگاهم برتوست گشتم تنها
غریبم پیش نزدیکان خدایا
برای خدمتت شورم عظیم است
ازاین روسرزنشها بوددراین را
به هنگامی که باروزه واشگ
به نزد توبودم روز وشبها
ملامت هامی کردندمن را
زمانی توبه می کردم پلاس پوش
همه خنده می کردند خدایا
تمام مردمان درکوچه وبازار
همیشه ازمن حرف بوددرکار
تمام میگساران می خواندند
سرود ناله هایم درمیدان
ولی بااین همه نزد توآیم
جوابم میدهی تودعایم
که درتورحمت هست صحبتهایم
توهستی وعده درنگایم
رهانی مرا ازسیل طوفان
نمی گردم غرق هستم درایمان
رهای ده مراازدشمنانم
تونگذار بمیرم ازتوخوانم
خدایا بزرگیت عظیم است
دعاهایم همه پیش توعریان
توّجه نما این بنده ات را
مگردان روی خودازمن اینجا
که درسختی هستم من خدایا
جوابم ده دعایم زود هرجا
بهایم رابده بردشمنانم
شوم آزاد ازاهریمنانم
اهانت می کنند هردم من را
شدم رسوای دشمن دراین را
شکسته دلم ازدست مردم
زبس طعنه زدندگشتم بیمار
نکردهیچ کس مرادیگر تیمار
نبود هیچ کس بامن دراین را
به من دادند زهرخوراک اینجا
بجای آب دادن سرکه جانم
کجا رفتی توای مهربانم
تونگذار جشنهاشان خوش باشد
دیگر آرامشی اینجا نباشد
توکورگردان چشمان ایشان
بریزخشم خودبرسرشان
توبا آتش غضب کن برایشان
خراب کن تمام خانهٔ هاشان
توتنبه کرده ای آزاررسانند
تو رنجاندی سخن بسیار خوانند
نگاه کن گناهانشان را
تودورکن نجات ازاین قومها
توپاکن ازحیات نام ایشان
نباشدازقومت مسح شان
تومیدانی من دردمندم
نجاتم ده بلندم کن برایشان
ستایم نام توای خدایم
تشکر می کنم اورا خوانم
تو دوست داری پرستش رادانم
فروتن راتوخواهی بردبالا
مکان دارنددرقدوست حالا
توشاد گردانی دلها را
دعای دردمنده مستحب را
فراموش نمی گردند اسیران
ستایش کنید ای کهکشانها
تمامی موجودات دریا
نجات میدهداوشهرخودرا
بنا می کند او یهودا
که تا آرامشی باشد دراینجا
نلغزد قومش دراین را
که اووارث هست این زمین را
کسانی بااو هستند دراینجا
خداونددوست میدارد آنها
که بااوزیست دارندهرجا