ای خدایم گوش کن توناله های این دلم
حفظ فرمامراازدشمنان محفلم
توطئه بسیارهست دوروبرم
تو حفاظت کن ازاین جان وتنم
شمشیرهست زبانهاشان به تن
میزنند باخشم به قلب انجمن
آنهایی که هستند بی گناه
درامان نیستند ازاین نقشه ها
مشورت دارندزهم ازدامشان
درکجا گسترند افکارشان
باهم هستند همیشه درخفا
نقشه های شوم کشند برجان ما
ازخودگویند سخن برکسان
حیله ها آرندبدل ازمغزشان
تومی دانی خداافکارشان
سرنگون گردان تواین بددلان
طمعه تلخ حرفهای زشتشان
برایشان آرهمه مقصودشان
تا بدانند توهستی درمکان
ازتو ترسی شود برجانشان
تواندازی تمام این خسان
ازتومی گویند سخن اجدادشان
لیک نیکان برتودارند ثناء
شادی دارند بدل درهرکجا
چون توهستی حافظه این آدما
داوری هستی نداری هیچ خطا