| تهران --°

دعای حفاظت ازشریر

20px
اشتراک

رهای ده مرا از دشمنانم

حفاظت کن مراای مهربانم

نجاتم ده ازشرگنهکار

نشستن درکمینم هربار

تودانی من ندارم گناهی

هجوم آرد برمن هرسیاهی

توبرخیزوبزن هستی پناهی

رسان براعمالشان سزایی

نکن رحم براین قوم ریاحی

ستمکارند نبینند توخدایی

شبانگاه باز میگردند گاهی

بدورشهرمیگردند سیاهی

همش گویند بدازناخدایی

زبان شمشیردارندناسزایی

گمان بردندکسی نیست گواهی

بگفتن بد به هرآشنایی

تومیخندی خدابرقومهایی

نمی بینندتوراهستی خدایی

توهستی قوت وچشم امیدم

توهستی پشتیبان سپیدم

توپیشاپیش هستی ای نویدم

هدایت می کنی من رارسیدم

نشان میدهی نابودی شان را

پناهگاه ماهستی خدایا

نکن یکبارنابود توتوانی

بده درسی شوندعبرت زمانی

پراکنده شوندازهرمکانی

بدانند توکردی پرتوانی

زبان رامی چرخانند گنالود

تکبردارند درخود فّربود

همش گوینددروغ کردندنابود

بده باخشم خودهرچه سزابود

بدانندمردمان ازتواین بود

تویی تنهاحاکم این بنابود

دوباره بازگردند دشمنانم

مثال سگ می غرند مکانم

رونداین سوآن سوبهرجانم

گرسنه هستنددرروح دانم

ولی من باتوآرامش دارم

به وصفت صبحگاهان دل سپارم

توهستی درسختیها پناهم

همیشه بامنی کردی نگاهم

توهستی قّوتم ازتوخوانم

توکردی محبت هرزمانم


📖 بازگشت به فهرست مزامیر