ای داوران ای داوران
باورکنید انصاف تان؟
خود نیستید درداوری
فکرپلید دارید چنان
درسرزمین خود
ظلم می کنید درهرزمان
بدکارنجوید راه راست
بنیانش با کج بناست
ذهری کشنده می برد
باخود همیشه کبریاست
کرمیشودازهردوگوش
گویند هم نیست اوخموش
ای یاورم بشکن تودندان گوش
خاموش توگردان این خروش
هرتیراندازند براه
بشکن توپیکان را
برگِل بیفتنددرنگاه
دیگر نبینند روزرا
دانم توکردی ای خدا
خشم توکرد آتش بپا
برخود نیاید هیچ را
تودورکن بدکاره را
وقتی ببینند نیکان
شاد گردند ازتوخان
دانند توهستی داوری
تونگذری ازحق مان
شادند بدل این مردمان
هست داوری دراین جهان