ای خدایابرمن رحمی نما
برتوآوردم پناه ای محلقا
توپناهم ده زیرسایه ات
تابلاها بگذردازبنده ات
توبرآری نیازهایم به راز
تواجابت می کنی روزنجات
دشمنانم راشکست دادی زیاد
رحمته توبیدریغ جانم فدات
مردمان مانندشیرغرندزیاد
بازبان خود زنند شمشیرچوباد
ای خدایم تونشستی برتخته قباد
چون شکوه توبزرگ ازهرنهاد
دشمنانم نهادنددام بهرخشم خویش
میزنندبرمن خم گشتم چنین
چاه کندند تابیندازند مرا
خود افتادند میان چاهها
چون به توایمان داشتم دروجود
ازتو میکردم ستایش باسرود
میزدم برعودوبربط هرچه بود
تاسپیدازتو میخواندم سرود
ای خدایا برتومیگویم سپاس
توبزرگی درتونیست هیچ کاس
چون جلال توبزرگترباشدازآسمان
آشکارهست هرکه میجویدتورادرجهان