| تهران --°

شرارت انسان فاسد

20px
اشتراک

ای که اندیشی خدا نیست بین مان

من ندیدم ازتونادان تر بدان

هرچه می گویندزبان فاسد است

نیست کار نیکی دربین شان

او نگاه می کند ازآسمان

هست شخصی طالبش این زمان

روی می گرداند ازفاسد دلان

یک نفر هم نیست دیگر بین شان

این بد کاران نشناختند مرا

می خورند قوم مراهمچوغذا

هیچ ندارند فکرواندیشه چرا

ناگهان وحشت می آید نما

می ریزد دشمنان قوم را

می پاشد استخوانهاشان برا

ترک کرده خدا آنها را

قوم چیره می شود برآنها

شاد گرداند اسرائیل را

رستگارند پیش خالق درنگاه

ای خداوند پیش آئی با جلا

تورهاکردی قوم ازاین بلا


📖 بازگشت به فهرست مزامیر