ای که داری قدرتی بیش ازتوان
ظلم کردی خوشحالی این زمان
تو نمی بینی خداراآ نچنان
برخودبالی نمی بینی کسان
فکرتونابود کرده دیگران
اززبانت ذهرآید بیکران
توبدی رادوست داری هرزمان
بادروغت راستی رفت ازمیان
باسخن نابودکردی خوبان
ازخداگویم سخن رازنهان
اونابود می کنداین خاندان
ریشه اش رامی کنداززندگان
می بینند مردمان درهرزمان
می خندند براو با خاندان
این همان هست نشناخت خدایمان
می بالید ثروتش هست بیکران
من چه هستم تک درختی بی نشان
خانه توست منزلگاهمان
تاابد شکرت نمایم بیکران
هر کجا گویم سخن ازتوبدان
چون توهستی نیکوترهرزمان