| تهران --°

قربانی حقیقی

20px
اشتراک

قربانی حقیقی مزامیر 50

سخن گوید خداوند توانا

به پیش آئید ای مردم زهرجا

چو می تابد خداوند باجلالش

نمی گردد خاموش درکمالش

نشان می دهد شعله ها را

گواه هستند زمین وآسمانش

 که برقوم خودحکمی نماید

چنان عاشقانه می سراید

نگهدارید عهدم راچوپیمان

به پیش آئید باعشق وایمان

گواه هستند زمین وآسمانها

منم تنها داورای قومها

سخن بشنوید ای قوم تنها

که من هستم خدای شماها

نکردم سرزنش قربانی تان را

شماتقدیم کردیدبرمن آنرا

ندارم احتیاجی من به اینها

نمی دانید خلق کردم سماء را

تمام حیواناتی که هستند

همه پرندگان پروازجستند

تمامی حیوانات صحرا

به من دارند تعلق درهرجا

توپنداری گرسنه هستم اینجا

دهی برمن توگوشت پروا

ویاتشنه هستم درصحرا

تومی ریزی برایم خون بزها

 نمی دانی هرآنچه درجهان است

منم تنهاخالق دراینجا

به توگویم حقیقتهای پنهان

بگوش دل گیریدحرف من را

زتوخواهم تشکرنمائی

نخواهد پاک کردقربانی گناه را

رهانیدم توراازشربندها

عطا کن هرچه عهدم هست اینجا

زمانی تودرمشکلاتی

بخوان من رابجو درذاتی

نجات ازمن هست درهرجا

تودردل ستایش کن من را

ولی دارم سخن بابدکاران

چراآرید نامم برزبانها

چه حق دارید بگوئید زعهدم

ندارم دلخوشی باتوبودم

نمی گردیدراست درتاروپودم

نمی شناسید مرا چه بودم

نمی خواهم شوید بامن همراه

شکستی بامن پیمان خودرا

نشستی بادزدان دزدی کردی

توبازانی شراکتها نمودی

توبدکردی همیشه ازنشانم

نخواستی بشنوی حکم زبانم

توکردی بامن هرچه دلت بود

نکردی یادم باورچنین بود

ولی حالا من دارم سخنها

توتنبیه می شوی ازاین کارها

کسانی که مرابردند ازیاد

بگیرند گوش هلاک هست این فریاد

نمی گیرد کسی دسته تان را

منم فریاد رس تنهای تنها

تشکرکن زمن نیکویم را

همین هست بهترین قربانی من را

هرآنکس بادل چنین نماید

نشانش می دهم راه نجات را


📖 بازگشت به فهرست مزامیر