| تهران --°

خداونداتوهستی شبانم

20px
اشتراک

خداوندا تو هستی شبانم

تودادی قدرتی بیش ازتوانم 

هدایت می کنی من رادانم

بسوی شهد گلهای جوانم

بنام خودمراراست کردی

کجیهای مرا هراس کردی

اگرروزی روم درسیاهی

توروشن می کنی توقبلگاهی

نمی گزاری بمانم درتباهی

رهایم می کنی دانم توراهی

چنان دادی به من روزی روانم

که دشمن پندارد که خانم

نمی داند که من مهمانم

توهستی صاحب خاندانم

چنان اطمینان برتودارم

که تاآخر عمر باتومانم

همیشه هستم باتوهمرا

درخانه ات بازهست تنها


📖 بازگشت به فهرست مزامیر