| تهران --°

درخواست کمک وسرودستایش

20px
اشتراک

درخواست کمک وسرودستایش    22

چراترکم نمودی توخدایم

چرادوری توازناله هایم

شب وروزمی نالم هردم

نمی بینی مرا یکدم

ولی دانم توهستی پاک وقدوس

نیاکانم توراداشتند دوست

رهانیدی آنها رازهردام

نیفتند پیش کس شوند خام

ولی من شدم مثل کرمی

حقیرم نزد قوم خویش به نرمی

که می خندند برمن هرنگاهی

چو گویندتوکل دارداوبرخدائی

که میگوید من رادوست دارد

چرابهرنجاتش کس ندارد

خداوندا به تودارم نگاهی

توآوردی مراتوقبلگاهی

زمانی بودم آغوش مادر

توبودی حافظم ای توانگر

مراازنطفگی توخدائی

توحفظم کردی ازهرپرتگاهی

هنوزم برتودارم توکّل

توهستی راغبم درکُل

که دشمن می تازدبه هرسو

مثال شیر می غرد یکرو

نماند دیگربرمن توانی

به صورت گشته ام چون مردگانی

تمام دشمنانم جمع گشتند

مثال سگ بدورم حلقه گشتند

نهادند دست وپایم رادرمیخ

شکستند استخوانهایم ازبیخ

تمام رختهایم شد تقسیم

ردایم قرعه شد درجمع آن تیم

خداوندا نشو دورازمن

توهستی یاورم زهرگین

رهانند توهستی خدایم

 بران من رازدست اژدهایم

چودانم کارهایت عجیب است

همه نا امید درتوامید است

ستایش می کنم ازتوخدایا

بدادی بر یعقوبییان راه

فراموش نکردی توفقیران

که می بینی مصیبت های ایشان

اجابت می کند اودعا را

که تنها داورهست اوقضا را

توراخوانم خدایا درجماعت

ادا کردی نذرهایم به حکمت

فقیران ازتوان توشدن سیر

کسانی توراخواهد نییند پیر

تمام این جهان یاد تودارند

سرآخربرتوسجده آرند

توهستی فرمانده ای خدایم

حکومت می کنی برناخدایم

همه گردنکشان سجده آرند

تمام نسلها خدمت گزارند

شنیدن ازتویاورحق

توهستی آنکه هستی درحق


📖 بازگشت به فهرست مزامیر