خداوندراستایش کن جانم
که تاپایان عمر بااوبمانم
همیشه ذکره اوآید زبانم
که اوهست پادشاه پرتوانم
نکن بررهبران توکّل
که آنها فانی هستنددرکّل
زمانی مردن رفتن برخاک
تمام نقشه هاشان شدبرآب
خوشا آنان خداباشدمددکار
امیدشان به اوباشد پروار
خدایی که بنا کردآسمانها
ودریاهرچه موجودست درآنها
همیشه وعده هایش امین است
به دادمظلومان اویقین است
گرسنگان راسیری زمین است
اسیران راآزادی چنین است
وکوران راچشم بازی کمین است
وآنانی که زیر بارخمیدن
سبک بارمیشوندازهرچه دیدن
خداوندعادلان رادوست دارد
حفاظت ازغریبان دل گمارد
ولیکن ازشریران بیزاراست
خداوند تاابد بی زوال است
ونسل اندرنسلش پایداراست
خداوندراسپاس گواستواراست