خداونداشتابان باش سویم
توهستی یاورم یاریت جویم
زمانی پیش توفریاد آرم
به یاریم بیا بشنو چه گویم
دعایم نزدتو همچو بخوری
به قربانی دستات همچو نوری
خداوندا نگهدار توزبانم
که بیهوده سخن ازتونرانم
زمن دورکن شهوتانم
مبادا بابد کاران بمانم
زندگرمردنیکو لطفی برمن
که این تنبیه افتخاری برمن
ولی بابدکاران درستیزم
سزای کارشان ازتوخیزم
توتنها داوری ای نیکویم
توخواهی زدبدکاران کویم
سزاشان میدهی نیست آبرویم
بیادآورند مردم سخن را
که گفتی اینها هیچند دردنیا
دوچشمانم به سوی توست خداوند
زتویاری خواهم من دمادم
تونگذاردست بدکاران برمن
رهایی ده مراتوزهربند
توحفظم خواهی کرددراین جمع
شریران رابدام خود افکن