خداوندا مکن فراموش
بیادآورسختیهای داود
برای توقسم خورده بوداو
بسازد خانه ای درشهرداود
نخواهدرفت به بسترزمانی
که تا پیدا کند برتومکانی
چووصف صندوق عهدشنیدیم
وآن رادر یعاریم دیدم
بیاییدجمع شویم درحضورش
عبادت کنیم باشد قبولش
خداوندا بیابا حضورت
عبادتگاه شود پُرزنورت
به پوشند کاهنان جامه ای پاک
بخوانندقومت باشادی الهام
بیاد آورداودراخدایا
مگردان روی خود ازپادشامان
تودادی وعده به داود
اگردرمن بمانیدواحکامم بخوانید
همه نسل اندرنسل پادشاهید
گزیدی اورشلیم راخداوند
شوی ساکن کنی این عشق پیوند
توگفتی تاابدهستم دراین جمع
اراده کرده ام باوعده خرسند
برکت خواهم دادبه این شهر
فقیرانش سیرند ازاین کار
همه کاهنان برکت گیرند
به شادی سرودخواننددرشهر
بیفزایم چنان قدرت به داود
چراغ خاندانش روشنی بود
کنم رسوا تمام دشمنانش
بداننداوازمن هست مکانش