| تهران --°

رحمت خدا برقوم خود

20px
اشتراک

سپاس گوئید خدارا

که اوهست مهربان برما

نشایدگفت کارهای خداوند

بزرگ هست وبسیاراست هربند

هرآنچه شکرگوئی برخداوند

نه پنداری تمام هست شکراوچند

خوشاآنان که انصاف دارند

نگاهش برآنهاست رستگارند

مرانیزیادآورنجات ده

سعادت راببینم شادیم ده

زمانی شادند امت ازتو

مراهم درخودگردان ازنو

چواجدام گناه کردیم هربار

زتودوریم شروریم وبدکار

پدرهامان نفهمیدن زکارت

نشان دادی به ایشان معجزاتت

شدن بیرون ازمصردرنهادت

فراموش کردندعشق وذاتت

کناردریای سرخ نشستند

همش باحیله ازتوگفتند

نمایان کردی قدرتت را

به فرمان توخشک شددریا

شدن راهی این قومت ازآنجا

رهانیدی زدست دشمنانش

شدن غرق مصریان باآن مکانش

نماندحتیٰ ازایشان یک نفر یاد

به توایمان آوردند به فریاد

سرودهاخواندندبهرت ازاین یاد

نشداندک زمانی دورازاین داد

چه آسان تورابردندازیاد

برفتند همه درراه خویش

نکردند مشورت باتوبیش

توراآوردنددرامتحانی

زتوخواستنددهی نفسانی

تودادی آنچه خواستند زمانی

تودادی بیماری همچنانی

حسدبردندبرموسی وهارون

توپیشواکرده بودی براشون

زمین واشد فرو بردایشان

بسوختندناباورهای یزدان

بساختندبتی درکوه سینا

پرستش کردندبت راآنجا

فراموش کردنددیگرخدارا

نجات میدادهمیشه قوم خودرا

زیادبردندهمه کارهای اورا

شگفتیها نموددریاومصررا

خداوندخواست برهلاک ایشان

ولی موسی شفاعت کردبرایشان

نداشتندقوم ایمان برخداوند

که آیا میروندبرآن زمین چند

شدن درخیمه هاغمگین ودربند

نکردندگوش حرفهای خداوند

خداوند خواست شوندنابودآنها

پراکنده کند فرزندان را

پرستش کردندبت بعل را

چه قربانیهاکردند آنجا

بخوردندگوشت قربانیهارا

خداوند خشم آوردبرآنها

شدن بیمارودامنگیروبا

یکی برخاست ازبین آنها

مُجازات کردمقصران را

برفت بیماری ازبین آنها

به کارنیک فینحاس خدا

بداد پاداش درنسل آنها

دوباره قوم خشمی بپاکرد

که موسی راجدا ازخداکرد

غضب کرده بگفت ناسزائی

همین رفتارشدبرموسی گناهی

نمی بینی دگرآن وعده ام را

چراخشمگین شدی ازکارآنها

خداوندگفت نابودکن بت ها

نکردندگوش حرفهای خدارا

شدن باقوم بیگانه همراه

پرستش نمودندبت هارا

شدن محکوم برمرگ آنها

که قربانی کردندبچه هارا

چوخون فرزندان شددراین را

نجس کردن زمین موعودرا

شد آلوده قوم ازاین را

خیانت ورزیدن خدارا

بشد بیزارخداوندازاین قوم

سپردبردشمنان کُنندخُرد

خداوندبارهااین قوم را

نجات داده بودازدست آنها

خیانت کردنداین قوم هربار

شدن غرق درگناه بیشترازاین کار

همینکه یادآوردند خداوند

رهامی کردآنهارازهربند

خداوند رحیم هست برتوفرزند

نگه میداردنیستی تودربند

به رحم آورداو دشمنان را

که برقوم رحمتی باشددرراه

نجات ده ای خداوندتومارا

توبرگردان دوباره وعده هارا

بخوانیم نام قدوست اینجا

ستایش کنیم برتوخدایا

توهستی تا ابد خدامان

همه گوئیدآمین لحظه هامان


📖 بازگشت به فهرست مزامیر