| تهران --°

خوشبختی واقعی

20px
اشتراک

خوش به حالم که تو را می شناسم

با روحت همیشه در تماسم

به تو گویم همه رازم

چون تو هستی قصه سازم

بگوبا من در هراسم

می ترسم که به بازم

تو خوب ونازنینی

منم که رنگ بازم

از تو دور بدیها

تو تبلوره فرازم

رنگ تاریکی شب را

تو کشیدی از لباسم

با من از عشق تو گفتی

چون تو هستی نیازم

قصه ات باورمن شد

به تو گفتم در سپاسم

هرچه با من همه گفتند

نشد قصه ی آزم

من آن درخت پیرم

توی چشمه سار تازه ام


📖 بازگشت به فهرست مزامیر