| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۱۵۵ از ۵۱۰

155

هرچه بیشتر دل گذاری پرشوئی

تارسد جائی که ازخود دورشوئی

درروح ازاو  ساغرمیشوئی

قطره ائی ازاوبگیرئی دُرشوئی

هرچه میگویم روحش درمن هست

باورم عیسی خداوند من هست

پرشدم ازاو مرا گلشن هست

ای عزیزان من نیستم اومن هست

بادعاهست کارهامان

باهمه عشق خدامان

دردل داریم ایمان

می شنود اوصدامان

هرچه گفتم اززبان دل شنو

معصیت هست آری حرفی نو

اوهنوزم زنده هست روبرو

مائیم دراوعقب افتاده سو