| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۱۲ از ۵۱۰

12

ما همه درصورت شکل همیم

درسیرت بااو نامحرمیم

گردردل با او یک شویم

باروحش هم سیرت میشویم

دلم تنگ هست برای آشنایان

               همه رفتند و من هستم نمایان

خداوندم تو میدانی عصیان                دکترفاتحی.مسعودمستوفی.بهمن خیرخواه

چرا جانم نمیگیری توآسان

همه برمرکبی اینجا سوارند

نمی خواهند روند درغبارند

درایمان دل رابراوسپارند

مثل من شادی آنجادارند ؟

چودیدم جان بی روح خودرا

به گفتم راهی هستم آنجا

یکی برمن رسید گفت درراه

شلوغ هست صف بستند آنجا